صفحه اول
 

ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن 4

 ویژگی های صاحبان خرد ناب در قرآن 4

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

با توجه سیر مطالبی که در خصوص اوصاف «اولوا الألباب» در مباحث پیشین عنوان شد، در ادامه آن اوصاف خدای تعالی در قرآن کریم به یکی دیگر از صفت­های بارز آنان در ادامه­ی آیه 22 سوره مبارکه «رعد»، اشاره کرده و از آن تحت عنوان «اقامه نماز و انفاق» یاد کرده و می­فرماید: «وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ؛ و نماز را برپا مى‏دارند؛ و از آنچه به آنها روزى داده‏ايم، در پنهان و آشكار، انفاق مى‏كنند؛ و با حسنات، سيئات را از ميان مى‏برند؛ پايان نيك سراى ديگر، از آن آنهاست».

جلوه­ی بندگی صاحبان خرد، در اقامه نماز

روشن و واضح است کسانی که دارای اندیشه­ای والا و صاحب خرد ناب هستند، در برنامه های روزانه­ی خود از عباداتی مانند نماز که جلوه­ی بندگی خدای تعالی است، و برای دوام و استمرار رابطه با ذات اقدس الهی شمرده­ می­شود، بهره می­برند. زیرا در روایات اهل بیت(ع)، نماز رکن ایمان،[1] و ستونِ خیمه­ی دین شمرده شده است.[2] لذا چه بسا با شکسته شدن این ستون، خیمه­ی دین در مقام عمل فرو ریزد. به­همین جهت آنچه که اهمیت دارد این­ است که وقتی نماز به­صورت صحیح اقامه شود، خود انسان برپا و احیاء می شود و قدرت معنوی و فکری پیدا می کند. لکن مهمترین موضوعی که در اقامه نماز نقش ویژه­ای دارد، آن است که این مهم با آداب و شرائطش برگزار گردد. که از جمله آن آداب، «حضور قلب» در نماز است. چراکه وجود نورانی امام صادق(ع) در این خصوص می­فرماید: «إِذَا كُنْتَ دَخَلْتَ فِي صَلَاتِكَ فَعَلَيْكَ بِالتَّخَشُّعِ وَ الْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ»[3]؛ هنگامى كه نماز را آغاز كردى، افتاده باش و به نمازت توجّه كن، كه خداوند مى‏فرمايد: «آنان كه در نمازشان خاشع­اند»‏.[4]

و در بیانی از رسول خدا(ص) آمده است: «يَا أَبَاذَرٍّ، اعْبُدِ اللَّهَ‏ كَأَنَّكَ‏ تَرَاهُ‏، فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ (عَزَّوَجَلَّ) يَرَاكَ؛ ای ابوذر! خدا را چنان عبادت کن که او را می بینی، پس اگر تو او را نمی بینی، همانا او تو را می بیند».[5]

با توجه به این روایات نورانی نسبت به ادب و حضور قلب در نماز، انسان متقی و خردمند نباید نسبت به ادبِ حضور در نماز کوتاهی کند. بلکه باید حضور خدا را در نماز احساس کند. زیرا با چنین شهود و حضوری در نماز توجه انسان به خدا بیشتر می شود. به­همین جهت می­توان گفت: کسانی که با مقدمات صحیح و درست، نماز را اقامه می کنند و با خدای تعالی سخن می گویند، و خود را در محضر خدا می بینند، از نماز بالاترین لذت معنوی را می برند. اما کسانی که در نماز خود توجه کافی ندارند و غفلت می کنند، و نمی­دانند که در مقابل چه کسی ایستاده اند، در حقیقت بهره­ای در جهت تقرب به خدای تعالی ندارند. چراکه خداوند در خصوص این­گونه افراد می­فرماید: «فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ * الَّذينَ هُمْ يُراؤُنَ * وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ؛ پس واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود سهل‏انگارى مى‏كنند همان كسانى كه ريا مى‏كنند و ديگران را از وسايل ضرورى زندگى منع مى‏نمايند!».[6]

اهمیت نماز در بین سایر عبادات

یکی از موضوعات مهمی که می­بایست بدان توجه لازم داشت این است که اقامه­ی نماز بهترین حالت حضور در نزد پروردگار متعال است. لذا شیطان مهمترین نقشه­اش آن است که به انواع حربه­ها و وسوسه ­ها متوسل شود، تا انسان مؤمن نماز خود را نخواند؛ یا فراموش کند، یا به تأخیر بیندازد. و یا ذهن او را در حال نماز، به امور دیگری  مشغول نماید؛ چراکه پیامبر اکرم(ص) در این باره فرموده­اند: «إنَّ‏ العَبدَ إذا اشتَغَلَ‏ بِالصَّلاةِ جاءَهُ الشَّيطانُ وقالَ لَهُ: اذكُرْ كذا اذكُرْ كذا؛ حَتّى‏ يَضِلَّ الرَّجُلُ أن يَدريَ كَم صَلّى‏؛ هرگاه بنده مشغول نماز شود، شيطان نزد او مى‏آيد و به وى مى‏گويد: فلان چيز را به خاطر بياور، بَهمان چيز را به ياد بياور، تا جايى كه فرد يادش مى‏رود چند ركعت خوانده است».[7]  به­همین جهت نکته­ی مهمی که از این گونه روایات ـ که انسان را به حضور قلب در نماز فرا می­خوانند ـ  برداشت می­شود این است که انسان مؤمن باید به این معرفت و شناخت برسد که همه قدرتها در دست خداست، و اوست که عطاء می کند و روزی می دهد؛ پس باید خود را به کسی که خالق است بسپارد. و گمان نکند که غیر او روزی دهنده است.

از همین رو امام صادق(ع) در بیانی نورانی فرموده است: «إِذَا قَامَ‏ الْعَبْدُ فِي‏ الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِي كَأَنَّهُ يَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِ غَيْرِي أَمَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي؛ هنگامی که بنده ای به نماز برخیزد و نمازی را سبک بشمارد خداوند متعال به ملائکه می فرماید: آیا بنده مرا نمی بینید؟ گویا فکر می کند حاجات او را غیر من برآورده می سازد (که اینگونه نماز می خواند) آیا نمی داند رفع نیازهای او به دست من است؟».[8]

 

آثار اقامه صحیح نماز

اگر اقامه نماز به­صورت صحیح و درست و با حفظ شرایط و آدابی وجود دارد، انجام گیرد. انسان نمازگزار از 1ـ آثار ایجابی آن که قرب الهی است بهره مند می شود، و به معراج می رسد «الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ‏ المُؤْمِن‏».[9] و آرامش را همیشه در زندگی خود با یاد خدا تجربه می کند«إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري[10] * ‏وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ[11]؛ من «اللَّه» هستم؛ معبودى جز من نيست! مرا بپرست، و نماز را براى ياد من بپادار! * و ياد خدا بزرگتر است». و هم از 2ـ آثار سلبی آن بهره مند می شود. زیرا نماز باعث می شود که انسان از رذائل اخلاقی و هر نوع گناهی پرهیز کند، و هم از فحشاء و منکر نهی می نماید. چراکه خدای تعالی در قرآن کریم در این خصوص فرموده است: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر؛ نماز را برپا دار، كه نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد».[12]

بنابراین می­بایست تلاش نمود این فریضه­ی مهم الهی ـ نماز ـ به­ گونه­ای برگزار شود تا انسان مؤمن بتواند خود را از آسیب ها، خطرات و تهدیدها حفظ نماید. زیرا اگر این فریضه با کیفیت مطلوبی انجام گیرد، بدون شک آثار اجتماعی آن­را نیز همگان تجربه خواهند نمود. زیرا جامعه­ی که اهل نماز باشد، جامعه ای مسئولیت پذیر است. و تلاش می کند تا جایی که امکان دارد، مشکل دیگران را نیز حل کند. چه اینکه در خانواده ای که همه اهل نماز و عبادت و بندگی باشند از امنیت و آرامش همیشگی برخوردار خواهند بود.

سخن پایانی

صاحب خرد و اندیشه­ی ناب، با اقامه نماز خود را در دژ مستحکم الهی قرار می دهد، که آسیبی به او وارد نشود و با تهدید مواجه نگردد. بلکه زمینه­ی شکوفایی فطرت و عقل را با این نوع رابطه و بندگیِ خالصانه حفظ و تقویت می نماید. زیرا این افراد با اقامه­ی نماز، نیروی قلبی و معنوی خود را تقویت می کنند، و همین امر باعث می شود که در برابر ناملایمات و مشکلات بتوانند بایستند و روح بندگی را در خود ثابت نگه دارند.


[1]. «رسول اللَّه (ص): عَلَمُ الإِيمانِ‏ الصَّلاةُ»، (الأصفهانى، أحمد بن عبد اللَّه، تاريخ‏ أصبهان‏، ج2، ص241، الرقم1565، تحقيق سيّد حسن كسروى، بيروت، دار الكتب العلميّة، بی­تا؛ و الشعيرى السبزوارى، محمّد بن محمّد، جامع‏ الأخبار أو معارج اليقين فى اصول الدين‏، ص184، ح448، قم، مؤسسة آل البيت(ع)، چ اول، 1414ق).

[2].«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ: الصَّلَاةُ عَمُودُ دِينِكُم»(كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج2، ص19، ح5، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ چهارم، 1407ق)‏.

[3]. المؤمنون/2.

[4]. کلینی، همان، ج3، ص300، ح3.

[5]. طوسى، محمد بن الحسن، الأمالي، ص526، ح1162، قم، دار الثقافة، چ اول، 1414ق.

[6]. الماعون/4ـ7.

[7]. مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج81، ص259، ح58، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چ دوم، 1403ق.

[8]. کلینی، همان، ج3، ص269، ح10.

[9]. از كهن‏ترين منابع اهل سنّت، تفسير فخر رازى (التفسير الكبير) است كه «الصلاة معراج‏ المؤمن‏» را به رسول خدا (ص) نسبت مى‏دهد. ب ـ در منابع شيعى، اين عبارت نخستين بار در آثار عصر صفوى، مانند: روضة المتقين مجلسى اوّل، بحار الأنوار: علامه مجلسى، الرواشح السّماويةى ميرداماد و ... به چشم مى‏خورد؛ ولى هيچ يك از اين عالمان، اين جلمه را به پيامبر(ص) و يا امامان(ع) نسبت نداده اند.(ر.ک: محمدى رى‏شهرى، محمد، الصلاة في الكتاب و السنة، ص10، قم، دار الحديث، چ اول، 1377ش).

[10]. طه/14.

[11]. العنکبوت/45.

[12]. العنکبوت/45.